ولی الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی سرانجام در یک برنامه تلویزیونی از مواضع ضدبرجامی خود عقب نشست و واقعیت‌های شبکه بانکی را واکاوی کرد. رئیس کل بانک مرکزی تنها چند ماه پس از اجرایی شدن برجام در سفر به امریکا و در خلال یک نشست اعلام کرده بود دستاوردهای برجام در حوزه روابط مالی و بانکی تقریبا هیچ بوده است.

موضع این مقام مسئول سبب شد تا مخالفان سرسخت برجام، دست‌آویزی برای هجمه به دولت و توافق هستهای پیدا کنند و روحانی را که گفته بود تنها مقامهای اقتصادی از مزایای برجام آگاه هستند، به گوشه رینگ ببرند. هر چند که تیم رسانهای دولت و بانک مرکزی آن روزها سعی مضاعفی کردند تا ضرب اظهارات غیرمنتظره این عضو کابینه را بگیرند اما او همچنان با جدیت تمام در همان مسیر تاخت و چندین بار دیگر هم بر موضع نسنجیده و دور از واقعیت خود اصرار کرد.

واضح و مبرهن بود که یک مقام بلندپایه بانکی حتما در جریان جزئیات لغو تحریمها و نحوه احیای روابط بانکی قرار دارد و اینکه مشخصا واقعیت را وارونه جلوه داده ۲ دلیل بیشتر نمیتواند داشته باشد. یک دلیل یا توجیه این بود که ولی الله سیف با آن اظهارات میخواست به امریکا فشار وارد کند تا این ابرقدرت تسهیلات بیشتری در باب ازسرگیری روابط بانکی پیشنهاد نماید یعنی آن سخنان محرکهای خارجی داشته و به مسائل داخلی مربوط نیست.

اگر واقعا چنین توجیهی وجود داشته چندین خطای بزرگ رخ داده است. همین بس که نمی‌توان پنهان کرد مواضع آقای رئیس کل به احتیاط بیشتر بانکداران بین المللی منجر شد. مشخصا اگر یکی از ذینفعان خود اقرار کند که گشایشهای ایجاد شده دردی را دوا نخواهد کرد طبیعی است اروپاییهای محتاط هم حاضر به کند و کاو در لغو تحریمها چندان خوشبین نخواهند بود و چه بسا تلاش‌هایشان را برای سردرآوردن از قوانین پیچیده امریکا و یافتن مسیرهای موجود را به صورت کلی متوقف کنند. خطای دوم هم وقتی است که این سخنان نه تنها فشاری به امریکا وارد نکرد بلکه به یک نقطه کانونی برای همگرا کردن حملات داخلی علیه دولت تبدیل شد.

توجیه دوم هم که میتواند واقع‌بینانه‌تر از قبل باشد بحث امکان جابجایی رئیس کل پس از اجرایی شدن برجام و تغییرات کلی در مختصات روابط بانکی بین الملل در دوران جدید است. اساسا در ابتدای تشکیل کابینه بحث همیشگی سپردن بانک مرکزی به یک اقتصاددان یا بانکدار درگرفته بود که تیم مشاوره اقتصادی وقت به این نتیجه رسید که با توجه به تحریمهای سنگین بانکی بهتر است یک فرد با تجربیات بانکی بر این مسند بنشیند تا بتواند تحریمها را دور بزند. هر چند دور زدن تحریمها به دلیل بسته بودن روزنههای احتمالی و یکپارچگی محدودیتها میسر نشد اما تقریبا اتاق فکر اقتصادی دولت به این نتیجه رسید که دوران جدید روابط بانکی و بازگشت به سطح استاندارد، حضور یک سیاستگذار پولی در راس این نهاد تاثیرگذار را میطلبد.

لذا ممکن است ولی الله سیف با یک بازی تاکتیکی هزینه چنین تغییری برای دولت را به حدی بالا برده باشد تا بحث تغییر احتمالی به صورت کلی کان لم یکن تلقی شود. اگر چنینی توجیهی هم پشت این موضع غیرواقعی رئیس کل بانک مرکزی باشد آنجا هم چندین خطا صورت گرفته که هر کدام سرآغاز یک موج جدید شد. مهمترین آن در مقابل هم قرار گرفتن وزارت خارجه و بانک مرکزی به عنوان بهرهبردار اصلی منافع اقتصادی برجام بود که پس از سکوتی نسبتا طولانی، عباس عراقچی صراحتا اعلام کرد هیچ کدام از مشکلات بانکی به برجام مربوط نیست و البته تلویحا در بعضی محافل اعلام کرده وظیفه تیم دیپلماسی به نتیجه رسیدن توافق بوده و اگر بانک مرکزی نتوانسته از آن استفاده کند تیم مذاکره کننده مسئولیتی نمیپذیرد.

هوشیار رستمی

ولی الله سیف