ترجمه آهنگ CARELESS WHISPER (آهنگ سریال آن شرلی) به بهانه درگذشت جورج مایکل | وب گردی | http://webgardee.ir/?p=31112
مجله خبری وب گردی webgardee.ir
شاید تا به حال اسم او را نشنیده باشید و یا فراموشش کرده باشید اما صدای آن برای ما ایرانی ها آشنا است. بسیاری از ما با آهنگ سریال آن شرلی او را در خاطر خود داریم اما نام اصلی این آهنگ ” Careless Whisper ” یا نجوای بی احساس است.
[audio mp3="http://webgardee.ir/wp-content/uploads/2016/12/webgardee.ir-ترجمه-آهنگ-Careless-Whisper-به-بهانه-درگذشت-جورج-مایکل.mp3" preload="auto"][/audio]
[caption id="attachment_7591" align="aligncenter" width="48"]
دانلود[/caption]
این هنرمند معروف یکشنبه در خانه اش و در سن ۵۳ سالگی دیده از جهان فرو بست. هنوز علت مرگ او اعلام نشده اما گمان می رود علت عفونت ریوی باشد که قبلا هم از آن رنج می برده.
متن آهنگ ” نجوای بی احساس ” درباره خیانت و احساس بدی است که شخصیت اصلی پس از آن دارد. جالب اینجاست که جورج مایکل زمانی که تنها ۱۷ سال داشته این آهنگ را در اتوبوس و فقط برای گذراندن وقت نوشته.
ترجمه متن آهنگ و بررسی:
I feel so unsure
As I take your hand and lead you to the dance floor
احساس تردید شدیدی دارم
در حالی که دست تو را می گیرم و به طرف محل رقص هدایت می کنم
( برای رقصیدن با این شخص اضطراب دارد چون چیزی را از او پنخان کرده که می تواند رابطه شان را تغییر دهد. در این آهنگ رقص استعاره ای است از آمیزش. )
As the music dies, something in your eyes
Calls to mind a silver screen and all its sad goodbyes
با تمام شدن آهنگ، چیزی در چشمانت
پرده نقره ای ( سینما ) و تمام آن خداحافظی های ناراحت کننده را به یاد می آورد
( از آنجا که گفتیم رقص در این آهنگ استعاره ای است از آمیزش، پایان یافتن آهنگ به معنای پایان یافتن آمیزش است. آهنگ به پایان رسیده و زمان روبرو شدن با حقیقت است و آن هم این است که به شریکش خیانت کرده و این شریک همین حالا هم به او شک کرده. صحبت از پرده سینما نیز برمی گردد به شغل نیمه وقت جورج مایکل در ۱۷ سالگی و زمانی که در یک سینمای محلی مشغول به کار بوده. چشمان کسی که مورد خیانتش قرار گرفته او را به یاد اتفاقاتی غم انگیز کلیشه ای فیلم های عاشقانه می اندازد. )
I’m never gonna dance again, guilty feet have got no rhythm
دیگر هرگز دوباره نخواهم رقصید، پاهای گناهکار هیچ ریتمی ندارند
( احساس گناهی که دارد اجازه نمی دهد بتواند کاری انجام دهد. )
Though it’s easy to pretend, I know you’re not a fool
I should have known better than to cheat a friend
And waste a chance that I’d been given
So I’m never gonna dance again, the way I danced with you
فکر می کردم تظاهر کردن آسان باشد، می دانم که تو احمق نیستی
باید می دانستم بهتر از خیانت به یک دوست
و به هدر دادن شانسی که به من داده شده بود
پس دیگر هرگز آنطور که با تو می رقصیدم نخواهم رقصید
( در یک رابطه دو طرف به همدیگر این فرصت را می دهند که با هم شاد باشند. با وجود خیانتی که کرده تظاهر به شاد بودن می کند اما می داند نمی تواند این کار را ادامه دهد و طرف مقابل نیز آنقدر ساده نیست که شک نکند. به این نتیجه می رسد که باید به عشقش پایبند می بوده و این رابطه مخصوص بینشان را نمی شکسته. دیگر هرگز به کسی مانند او علاقه مند نخواهد شد. )
Time can never mend
The careless whispers of a good friend
To the heart and mind, ignorance is kind
There’s no comfort in the truth, pain is all that you’ll find
نجوای بی احساس یک دوست خوب را
زمان هرگز نمی تواند ترمیم کند
برای قلب و ذهن، ندانستن خوب است
در ( دانستن ) حقیقت هیچ راحتی وجود ندارد، تمام آنچه پیدا می کنی ( نسیبت می شود ) درد است
( یک دوست به شریکش هشدار داده که او خیانت کرده. در دو خط دوم این را مطرح می کند که ندانستن حقیقت بهتر از دانستنش است چون وقتی متوجه خیانت می شوی احساساتت به درد می آید و این درد از نوع فیزیکی اش خیلی بدتر است. )
I’m never gonna dance again, guilty feet have got no rhythm
Though it’s easy to pretend, I know you’re not a fool
I should have known better than to cheat a friend
And waste a chance that I’d been given
So I’m never gonna dance again, the way I danced with you
Never without your love
دیگر هرگز دوباره نخواهم رقصید، پاهای گناهکار هیچ ریتمی ندارند
فکر می کردم تظاهر کردن آسان باشد، می دانم که تو احمق نیستی
باید می دانستم بهتر از خیانت به یک دوست
و به هدر دادن شانسی که به من داده شده بود
پس دیگر هرگز آنطور که با تو می رقصیدم نخواهم رقصید
هرگز بدون عشق تو
Tonight the music seems so loud
I wish that we could lose this crowd
Maybe it’s better this way
We’d hurt each other with the things we want to say
امشب موسیقی به نظر خیلی بلند می آید
امیدوارم که بتوانیم از این شلوغی رد شویم
شاید اینگونه بهتر است
ما همدیگر را با چیزهایی که می خواستیم بگوییم رنجاندیم
( متن این مفهوم را می رساند که فشار جمعیت و راز های بین این دو عاشق آنها را از یکدیگر جدا کرده و نقشش از خیانت او هم بیشتر است. )
We could have been so good together
We could have lived this dance forever
But now who’s gonna dance with me
Please stay, and…
ما می توانستیم با هم خیلی خوب باشیم
ما می توانستیم این رقص را تا ابد با هم زندگی کنیم
امام حالا چه کسی با من می رقصد
لطفا بمان، و …
( اگر خیانت نمی کرد می توانست تا مدت ها با عشقش شاد بماند، اما حالا نگران این است که او رهایش کند و نمی داند دیگر می تواند به غیر از او عاشق کسی شود یا خیر. )
I’m never gonna dance again, guilty feet have got no rhythm
Though it’s easy to pretend, I know you’re not a fool
I should have known better than to cheat a friend
And waste a chance that I’d been given
So I’m never gonna dance again, the way I danced with you
دیگر هرگز دوباره نخواهم رقصید، پاهای گناهکار هیچ ریتمی ندارند
فکر می کردم تظاهر کردن آسان باشد، می دانم که تو احمق نیستی
باید می دانستم بهتر از خیانت به یک دوست
و به هدر دادن شانسی که به من داده شده بود
پس دیگر هرگز آنطور که با تو می رقصیدم نخواهم رقصید
Now that you’re gone, now that you’re gone
Now that you’re gone, was what I did so wrong, so wrong
That you had to leave me alone?
حالا که تو رفته ای، حالا که تو رفته ای
حالا که تو رفته ای، کاری که من کردم اینقدر اشتباه بود، اینقدر اشتباه بود
که تو مرا تنها رها کنی؟
( حالا که عشقش ترکش کرده این بار با دیدی بازتر به رابطه شان نگاه می کند و این سوال برایش پیش می آید: کاری که کرده واقعا مستحق فراموش شدن توسط عشقش را داشته؟ )
No comments:
Post a Comment